محمد تقي جعفري
148
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
الف - عامل در جريان از نظر تأثير نيرومندتر بوده باشد ، در اين صورت مسلما عامل مفروض بوسيلهء همان نيرو ( نه با همهء موجوديتش ) جنبهء پذيرش جزء در طبيعت را كه در مسيرش قرار گرفته است ، تحت تأثير قرار داده ودگرگونش خواهد ساخت . ب - عكس فرض الف كه عامل در جريان به جزئى از طبيعت مىرسد كه قوىتر از آن است ، در اين جزء مفروض طبيعت با كيفيتى كه گفتيم ، عامل مفروض را تحت تأثير قرار خواهد داد . اين نكته هم پوشيده نماند كه تماسهاى تفاعلى در ميان موجودات متضاد و داراى رابطهء تأثير وتاثر با نسبتهاى معين حالت ديگرى است كه از مجراى نيرو بيرون است ، به اين معنى كه چون تأثير وتاثر ونفى تعين هر يك از دو موجود قابل تفاعل در هر دو طرف وجود دارد ، از ديدگاه اين بررسى كه تاثر به سبب نيرو از يك طرف مىباشد خارج است . بنا بر اين آن چه كه در عرصهء جريانات طبيعت حاكميت مطلقه دارد ، موضوع نيرو است كه موجب دگرگونى به مقتضاى نيرومند وناتوان مىباشد . اما در عالم جانداران و در حد اعلا در عالم انسان ، موضوعى ما فوق نيرو و يا سنخ ديگرى از نيرو وجود دارد كه مىتواند جريان نيرو را پيش بينى ومقايسه و پيش گيرى نموده وموجوديت خود را از تصادم با نيروى قوىتر كنار بكشد و يا به آن نيرو مسلط شود ، بدون اين كه از نظر نيروى طبيعى عضلانى قوىتر از نيروى مزاحم بوده باشد ، از اعماق زمين معدن استخراج كند ، با ميكربهاى ناديدنى مبارزه نموده وپيروز شود و زلزله سنج آماده كند و خود را از ماندن در زير خاك و آجر و سنگ وآهن نجات بدهد . اين موضوع ما فوق نيروى حيات است كه دو نوع نيرو را در سلطه ى خود مىگيرد : نوع يكم - نيروى تعبيه شده در مركب مادى خود ، كه عبارت است از نيروهاى عضلانى .